شعر واره

شب دست ها را بریده ، فریاد از دیوار بالا نمی رود

در این عمق ، نوحه هایی برای مرده ها می شنوم

خصم حجیم تر از آن است که نتوان غرق شد

چشم هایم فاصله ها را شلیک می کنند

روز از روزن چشمک ها به ملاقاتم می آید

چگونه طنابی از ستاره ها ببافم و به کجای این آسمان بیاویزم

می دانم بالاتر از سیاهی رنگی هست

گل ها را درنگاتیو یک شب با نگاه هایم لمس کرده ام

با پیاله گوش هایم ، نغمه ی شراب را شنیده ام

و بادبادک هایم قاصدکی برای ستاره ها هستند

در داستانی

ستاره ها را در مهمانی شهاب ها به خانه آوردم

در سپیدی کاغذهای باکره از نور کاشتم

در قبر مزرعه ای دارم

 زیر خاطره ای یک غروب

 گل های شیپوری

در نشا قلم اسرافیل را می خوانند !

 

/ 58 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرام معقول

سلام آقای نظامی عزیز در انتظار حضور شمایم و باز برای خواندن تان می آیم.[گل]

مجله ادبی شمال- هجوم

در آستانه ۲۱ آبان سالروز ميلاد شاعر بزرگ ملي « نيما يوشيج » در پاسداشت پدر شعر نوين ايران به كمپين حاميان "روز شعر نوين ايران " بپيونديد . www.hojum.com

مهر

در قبر مزرعه ای داریم ... ............................. عادل ، البته شاعر است ! برای خوابینش این خواندیدنی نو ، به "هواخوری" بیایید ! برخی معتقدند که شاعر و شعرش در این دور و زمانه واقعیت ندارند . شاید چنین باشد ، ولی من می گویم "واقعیت" ( چیزی که رسانه بر می سازدش ) ، خود فقدان حضور شعر است و به همین دلیل ، واقعیتِ این روزگار نمی تواند "واقعی" باشد . پس این بستر که روزمرگی در آن جریانی تند و پر شتاب دارد ، به واقع نمی تواند هستی انسانی را به درستی برتابد و از این منظر ، شاعر حق دارد چنین متنی را متنی حاشیه ای بداند و از آن سو ، حاشیه ای را که در زیر و کنار و جوار این جریان و آن بستر در خودش می تپد و معنایی پر رنگ به هستی آدمی می بخشد ، در حقیقت ، متن واقعی عصر و زمانه ی ما بنامد ... .. .. .. پس حجت شاعر حرف ندارد / اگر که کلام را از عاطفه برگ می دهد ...

حسین گلچین

سلام مجموعه رباعی "یک چای برای آدم برفی" منتشرشد. [گل]

liv

در قبر مزرعه ای داریم ... مرسی ! ........................................ حالا که نوشتن ِ این شعر را به پایان برده ام ( وَ صد افسوس ! آخر داشتم خیلی خیلی حال می کردم باهاش ! ) ، مانده ام که این متن ِ پُر سر وُ صدای چند دهانه را چه گونه می شود خواند ؟ این جا با متنی سر وُ کار داریم که به گونه ای همزمان ، جورواجور نویسی را ( بدون تقدم وُ تاخر ) در بافتی دیداری پیش می برد . شکی نیست که تجربه ی منحصر به فردی ست در قلمرو شعر ِ چند صدایی . به این دلیل که لحن ها و سامانه های زبانی و حتا نظرگاه های گوناگونی این متن را پدید آورده اند و چون فرم ِ شعر ( فرمی که در واقع از یک فرم ِ آموزشی رایج وام گرفته شده و نام ِ شعر نیز بر آن تاکید دارد ) ، پس زمینه ی مناسبی برای حضور و نقش آفرینی ِ این عناصر گوناگون فراهم کرده ... .. .. .. چهارجوابی ها ( با حاشیه ها و ضمیمه هایش ) !

م.ن

salam ostad b rozam HOVAYATe man khamosh o roshan misheh shoma rah kar nadari ? alahoma ajel levaliyek alfaraj Ya Hagh

نغمه

سلام خیلی وبلاگ قشنگی دارید. موفق باشید.