باد خواهرم بود

 

 

 با عرض معذرت از دوستان عزیز پست اخرم با توجه به راهنمایی های دوستان خوبم برای اصلاح بصورت پیش نویس نگه داشته ام در فرصت مغتنم آن را دوباره در وبلاگ قرار خواهم داد .

تقدیم به خواهرم

 

باد خواهرم بود

که در دشت های خشک می وزید

باد خواهرم بود

که لباس های پاره پاره اش را

به امید باران

بر آسمان آویخت

و شن دهانش را

با بذرهایی که آورده بود

بر زمین تف کرد

تا یاران که وزیده اند

یک به یک قباهای خویش را  بیاویزند

باشد آسمان از دروازه ی ابرها

بر این شنزار فرو ریزد !

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
leon1355

سلام ممنون از زحماتتون هر دو تا فیلم رو قبلا دیدم و بسیار لذت بردم.

ناهور

درود به روزم که بیایی... [گل]

مریم بیات

بده اگر بگم از کار آخر خودم خوشم میاد؟ سلام راستی. می خوام ببینم بقیه هم می افتن توش یا نه..!

مسعود سالاری

سلام، شعر خوبی است، فقط من واژه ی "یاران" را نمی پسندم. شاید اختلاف سلیقه باشد. . . . جالب است که نام سرود ملی کشوری "نوش" باشد و در آن فقط از عشق و آشتی با مردم جهان گفته شود! وبلاگ "نامه‌های پارسی" را ببینید.

محبوبه میم

سلام اقای نظامی کم پیدایید در وب . با این همه شعرهاتان چون همیشه خواندنی ست . موفق باشید

دبیرخانه کنگره تخصصی شالی

دوست عزیز و گرامی امروز که جهان ادبی مخصوصا شعر فارسی مملو از شاعران کم و بیش با تجربه و شعرهایی باپیشنهادات تازه است ، سرو شکل دیگری به خود گرفته که جمع آوری و چینش آنها و بررسی وضعیت ادبیات و شعر فارسی مستلزم تحرکی تازه در این حوزه می باشد. بنابراین نوع دیگری از فراخوان ها و کنگره های ادبی را که اساسا متفاوت با فرایندی که مرسوم است لازم و ضروری می بینیم . « مجله ادبی شمال ایران » که با وجود همه محدودیت ها و مشکلات جاری، در صدد است تا گام اول را برای اجرای « شالی » با حمایت و یاری شما به گونه ای امیدوارانه بردارد و در تلاش هستیم تا مجله ای وزین و مکتوب نیز در کنار آن منتشر نماییم . برای آشنائی با جزئیات فراخوان به وبلاگ شالی " کنگره تخصصی شعر و ادبیات معاصر " مراجعه کنید. با احترام: دبیرخانه کنگره تخصصی شالی

حسین علیزاده

سلام جناب نظامی ،یه مدت نبودم،به روز شدید دوباره خبرم کنید...