چند احساس کوچک

1

فکر نمی کردیم

این بیابان چنان خشک باشد

که مورچه ها سنگ بر دوش

برای ذخیره ی زمستانی

زمین را شخم زنند

2

فاصله ها را دوست ندارم

زمین چنان ابری است

که با تیرک های کنار جاده

دیدنت را متر نتوانم کرد

3

بعد از کاشتن فهمیدیم

نمی توان صدای بلبلان را

                                از خاک  درآورد

کلاغ ها میو ه های این درختانند

با دانه های قار قار یکدست

4

با زنگ صبح

آرزوهایم به قبر بازگشتند

من دفترچه نوشته هایم را

در کتابخانه گذاشتم

/ 58 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل حسنی

سلام رفیق.... ....................... ...................... ..................... آآآآآآمدی ؟! هوای مرا با کدام پیراهنت عوض می کنی؟!

عارف رمضانی

درود نادر عزیز! كارهايت را خواندم و استفاده كردم.گرچه ذائقه ي هنريم به سمت كارهايي ميل دارد كه چيزي را در من به چالش اساسي بكشاند و اين تنها سليقه است و نافي زيبايي كارهايت نيست.نكته اي كه به نظرم جا دارد تجديد نظر كني درباره اش، به كارگيري لحن و زبان آركائيك است. باقي بقايت

كانون ادبي زمستان

سلام برنامه ويژه كانون ادبي زمستان منتظر حضور شماست... http://s-aram.blogfa.com/ باتشكر سجاد عزيزي آرام

شهرزاد

سلام فاصله ها را دوست ندارم... انگار به روزم![گل] شاد باشید.

باران سپید

سلام دوست گرامی چترت را کمی این ورتر بکش! ... اراده گریز از شعر به روز شد. منتظر نظراتتان هستم. ضمنا وبلاگ های: هجووووم با " تیتراژ " http://hojum.blogfa.com و شاعر حرف با " این تسبیح خیال ایستادن ندارد " http://neyestaan7.blogfa.com هم به روزند. موفق باشید.[گل][بدرود]

عبدالحسین فخرائی

نادر جان! . آمدم بروزشدنم خبر دهم این کوتاه های دلنشین را خواندم. بروزم. درودم وبدرود.