باد خواهرم بود
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸  

 

 

 با عرض معذرت از دوستان عزیز پست اخرم با توجه به راهنمایی های دوستان خوبم برای اصلاح بصورت پیش نویس نگه داشته ام در فرصت مغتنم آن را دوباره در وبلاگ قرار خواهم داد .

تقدیم به خواهرم

 

باد خواهرم بود

که در دشت های خشک می وزید

باد خواهرم بود

که لباس های پاره پاره اش را

به امید باران

بر آسمان آویخت

و شن دهانش را

با بذرهایی که آورده بود

بر زمین تف کرد

تا یاران که وزیده اند

یک به یک قباهای خویش را  بیاویزند

باشد آسمان از دروازه ی ابرها

بر این شنزار فرو ریزد !


کلمات کلیدی: