نظری بر کتاب جنگل نروژی موراکامی
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩٦  

جنگل نروژی

نام کتاب: جنگل نروژی

نویسنده: هاروکی موراکامی

 

مترجم: معصومه عباسی نتاج عمرانی

چاپ اول: 1395

ناشر: نوای مکتوب

تیراژ: 1000 نسخه

موضوع: راوی در این کتاب شخصی به نام واتانابه است که با رسیدن به فرودگاه هامبورگ به خاطرات 18 سال قبل خود در سن بیست سالگی می پردازد. هنگامی که دانشجو بود و به یاد خودکشی نزدیک ترین دوستش کیزوکی می افتد و خاطرات با افراد مختلف در آن زمان را مرور می کند....

نظر: نام کتاب جنگل نروژی برگرفته از یکی از ترانه های گروه معروف بیتلزها به همین عنوان است. ترانه مربوط میشود به میزبانی دختری که شاعر را به خانه خود راه داده است و شاعر بعد از بیدار شدن از خواب متوجه می شود، دختر میزبان وی پرواز کرده و او تنها مانده است. در کتاب اشاراتی به سن و تاریخ مرور حوادث می شود که نشان می دهد، سن راوی داستان یعنی  واتانابه و تاریخ مرور خاطرات وی، با موقعیت موراکامی مشابه است. من هنوز مصاحبه ای از موراکامی در باره این کتاب نخوانده ام ولی به نظر می رسد، موراکامی در ترسیم فضای آن روزهای توکیو و بخصوص فضای دانشگاه و جامعه شناختی ژاپن ان زمان از خاطرات واقعی خود استفاده کرده باشد، بخصوص اینکه حوادث این رمان برخلاف چند رمان قبلی که از این نویسنده خوانده ام، کلا در فضای واقع گرایانه شکل داده شده است و در آن خبری از نماد و حال و هوای سورئال و یا نمایه های فانتزی و نمادین نیست. رمان از نظر ژنر یک رمان عاشقانه جدی است و لذا حس عاطفی قوی در آن به چشم می خورد. جوانهای آن روزهای رمان، سرگشته و پریشان در نظام مدرن جامعه ژاپنی به دنبال اهداف زندگی خود هستند. آنچه مهم است، این است که موراکامی با تمی تلخ و نسبتا بدبینانه به وقایع مصور در رمان نگریسته است و در میان کارکترها شاید ناگاساوا که خود را از عشق جاه طلبانه دور نگه داشته است و میدوری که عشق خود را به شکل جدی در شکل و شمایل واتانابه قبول کرده است، هدفمندتر از سایر کارکترها می باشند.

نکات ذیل در ارتباط با این رمان لطیف موراکامی را می توانم بنویسم:

اول اینکه موراکامی در رمان حس بدبینانه ایی به جریانات سیاسی حاکم در دهه شصت میلادی داشته است و آن را فاقد هویت و عمق نگری می داند. در تعریف های راوی از فضای سیاسی دانشگاه و یا خاطره گویی میدروی از تشکیلات و تصمیم گیری های سیاسی این نقد برداشت می شود و به نظر نمی رسد که موضع گیری موراکامی در این زمینه فقط به فضای داستان ارتباط داشته باشد.

دوم اینکه کارکترهای داستان اگر به دو جنس مرد و زن تقسیم شوند، در یک طرف ناکوئه(دختری که سخت عاشق کیزوکی و دوستدار واتانابه بود)، میدوری(دختری که دنبال عشق و مرد ایده آلش می گشت و ان را در روای یافت)، هاتسومی(دوست و معشوقه ناگاساوا که از جاه طلبی وی در تبیین هدف زندگی ضربه خورد)، ریکو(دوست صمیمی ناکوئه و متخصص موسیقی درمانی در آسایشگاه) ، دختر سیزده ساله ( که تمایلات دگرباشی با ریکو داشت) و دختر ظریفی که از دوست خود خیانت دیده بود و اسیر روابط خود با راوی شد. در طرف دیگر ما راوی دانشجو- واتانابه-  ، کیزوکی (دوست صمیمی واتانابه که در 17 سالگی خودکشی کرد و دلداده ناکوئه بود)، استروم توپر(مرد نظیف با اخلاق های خاص)، ناگاساوا(مردی جاه طلب و مغرور با ایده های بلند پروازانه)، ایتو( دوست واتانابه با روحیه هنری) را داریم. موراکامی در تعریف داستان شخصیت های خود، دنبال ارتقا و تقدس مفهوم عشق و اهمیت آن در زندگی آدم هاست. برخلاف اعتقاد بعضی ها که روابط جنس ی و عاشقی را معادل هم قرار می دهند ولی مفهوم آتش عشق داستان، عمیق تر از این نوع نگاه است. کافیست ما در روابط دو به دو افراد به این نوع تصویرسازی رمانتیک داستان توجه کنیم. روابط ناکوئه با کیزوکی، واتانابه با میدوری، هاتسومی با ناگاسوا ....موراکامی روابط عاشقانه را فراتر از روابط جنس ی می داند، کماینکه وی بواسطه ناگاسوا روابط با دختران برقرار می کند ولی آنها تنها ابزاری برای ارضای هویت جنس ی هستند و حتی ناگاسوا برای نگرش جاه طلبانه به زندگی مفهوم عشق را قربانی ایده هایش می کند. با این نگاه شکست عشقی فرآیندی سخت و سنگین به نظر می رسد. در داستان، خودکشی شخصیت ها امری است که چندباره خوانده می شود. میزوکی، خواهر ناکوئه، خودکشی ناموفق ریکو و بالاخره خود ناکوئه.... بدبینی و نقد منفی موراکامی با اغراق در این نگرش آسیب شناسی اجتماعی -یعنی خودکشی- عجیب به نظر می رسد و شاید اگر کسی ادعا کند که موراکامی این رمان را در سال 1987 در ناراحتی روحی و شرایط افسردگی نوشته باشد، نمی شود بر آن خرده گرفت.

سوم اینکه زندگی و نمایش جلوه های دیگر ان در کنتراست با زندگی شلوغ شهری نمایه با ارزشی در داستان موراکامی دارد. نماد این نوع زندگی، تعریف نوع زندگی است که در آسایشگاه محل اقامت ناکوئه و ریکو دیده می شود. محیطی دور از شهر، با فیلتر کردن شرایط جنس ی و فضای طبیعی با فعالیت های مثبت برای واتانابه روحیه دهنده و خاطره انگیز است. جوریکه وقتی واتانابه به شهر توکیو برمی گردد، تحت تاثیر این کنتراست تغییر فضا، احساس درماندگی و خستگی می کند. آیا این نوع نگاه نشان دهنده یک مدینه فاضله است. این ادعا شاید چندان درست نباشد، چون در همین فضا ناکوئه تحت تاثیر افسردگی های رمانتیک پیشین خود، به انتحار سوق داده می شود و ریکو تحت تاثیر حذف رفیق صمیمی خود، نمی تواند این فضای آرام را تحمل کند و از آن می گریزد. عشق و دوستی مفهومی عمیق تر از آن دارند که بتوان با این آرامش در یک موقعیت جغرافیایی با آن کنار آمد. شاید در یک نگاه عمیق تر عشق هم جنس گرایانه ریکو با شاگرد سیزده ساله موسیقی اش، بازتابی منفی از قبول این شاخصه است. عشق ممنوعه نیز می تواند بنیان کن یک زندگی خانوادگی به ظاهر آرام باشد.

چهارم اینکه موراکامی همانند رمانهای دیگرش اشارات زیادی به موسیقی و ترانه های با سبک های مختلف جاز دارد که این نشان از شیفتگی و آشنایی حرفه ایی وی به موسیقی دارد. در این رمان به نظر می رسد، اشارات  به ترانه ها و موسیقی ها افراطی تر هستند. انچه معلوم است، موراکامی در موسیقی سخت طرفدار موسیقی غربی و تا حدودی موسیقی کلاسیک  است.

پنجم اینکه در کتاب اشاره ایی به فاصله دو نسل گذشته و آینده دارد. نماد این اشاره، تصویر پدر مریض میدوری است که در آستانه مرگ در بیمارستانی بستری است. بین این کارکتر با کارکتر پدر تنگو در رمان IQ84 موراکامی شباهت زیادی دیده می شود. فاصله و جدایی بین دو نسل پدر و فرزند، که سایه هایی از فیلم داستان توکیو ازو، دیده می شود. ولی چیزی که در این انفکاک دیده می شود، باز نگاه دلسوزانه یک پدر  است. پدر میدروی با اشاره ایی نوستالژیک خواستار حمایت واتانابه از دخترش می شود، اگرچه به هرحال فاصله این دو نسل به حدی است که حتی مرگ پدر، منجر به گریه کردن دخترانش در مراسم تدفین نمی گردد.

ششم اینکه واتانابه شخصیت اصلی داستان روابط مختلفی با دختران داستان برقرار می کند از جمله دخترانی که ناگاساوا بدست می اورد، ناکوئه و ریکو و دختر ظریف خیانت دیده از دوستش ولی واتانابه از میان روابط با دو کارکتر عشق واقعی خود را حاصل می کند، یکی ناکوئه با بار منفی و غم زیاد از فراق از دست دادن کیزوکی و دیگری میدوری با بار رمانتیک و زندگی... این تضاد دو وجه رمانتیک منفی و مثبت، کنتراست رمانتیک و دراماتیک اخر داستان را شکل می دهد و چون طبق تز موراکامی عشق تاثیر عمیقی در شخصیت عاشق ایجاد می کند، او را در میان دو قطب جذابیت و قطب اندوه و شکست سرگشته می سازد.

در کل کتاب جنگل نروژی یکی از کتاب های سخت رمانتیک این روزهای بازار کتاب است، ژنری که می تواند به سبب انسانیت شما، سخت تاثیر گذار و به یاد ماندنی گردد.   

اما از نکات تاسف انگیز این روزهای بازار نشر، تعداد تیراژ 1000 جلدی این کتاب است، کتابی که در بازار ژاپن در عرض مدت کوتاهی چند میلیون نسخه اش فروش می رود!!!


کلمات کلیدی: