نظری بر کتاب خانه ارواح نوشته ایزابل آلنده
ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٦  

نام کتاب : خانه ارواح

نام لاتین: La Casa de los  Espiritus

نویسنده: ایزابل آلنده

مترجم: حشمت کامرانی

چاپ هفتم سال 1395

 

موضوع کتاب: خانه اشباح، رمانی از ایزابل آلنده نویسنده شیلیایی،‌ که در 1982 منتشر شد. ایزابل آلنده در نخستین رمان خود، که در تبعید نوشته شده است، سرگذشت یک خانواده شیلیایی را نقل می­کند که چهار نسل را در بر می گیرد.

کتاب خانه ارواح ایزابل آلنده، کتاب پر اتفاقی است. به نظر می رسد ایزابل آلنده برای نوشتن این کتاب تحت تاثیر صد سال تنهایی مارکز بوده است. هر دو دارای سبک رئالیسم جادویی هستند و  هردو اتفاقات داستان را در طول زندگی چند نسل ادامه می دهند. در این کتاب یک جورهایی یک فاز سیال از فکر نویسنده مرتب جاری می شود. اگرچه داستان کتاب روی یک سیر خطی در زمان بیان می شود ولی آلنده گاه با فلاش بک ها و یا اشاراتی به آینده داستان، با زمان کتاب بازی می کند. شروع داستان هم اشاره ایی به لال بودن کلارا و یا آمدن باراباس دارد که مخاطب هنوز آنها را نمی شناسد و در آینده با آنها آشنا می شود. آلنده در تعریف داستان خود، خود را به بستر تداعی مرتب اتفاقات داستان می سپارد و در این راه، خط داستان وارد حواشی می شود ولی در حینی که این حواشی تعریف می شود، داستان روند عادی خود را پیدا می کند. این حواشی که مرتب در طول داستان به آن اشاره می شود، یک جور بوی بداعه نویسی ایزابل آلنده هم می دهد اشاره به مطالب متعدد و آوردن شخصیت هایی که گاه به همان سرعت که اهمیت پیدا می کنند، از اهمیت خارج می شوند. در داستان گاه بدون آنکه خواننده انتظار داشته باشد، روایتهای فردی قهرمان اصلی داستان استبان تروئبا به میان می آید و داستان از زبان وی نقل می شود و بدون آنکه علامت و اشاره ایی در داستان باشد، قطع می شود و دوباره داستان با روایت سوم شخص ادامه پیدا می کند. البته بعدا معلوم می شود که این رمان در نهایت توسط آلبا در نسل چهارم جمع بندی می شود و شاید حضور پاراگراف های مربوط به استبان در ارتباط با کمک در این جمع بندی باشد.  فضای داستان هم به نظر روی دو دیدگاه و یا دو خط ادامه دارد:

1-خط رئالیسم و یا واقع گرایی که داستان در آن شکل و مایه واقعی دارد.

2-خط جادویی و اشارات متافیزیکی مانند توانایی های کلارا یا پدروی پیر ...

ایزابل آلنده دوست دارد در جای جای داستان در کنار اتفاقات رئالیسم داستان این فضای جادویی را جای دهد. اگرچه من اعتقاد دارم این فضای جادویی اتفاقات، اگرچه به جذابیت داستان برای مخاطب کمک کرده است ولی تاثیر گذاری جدی روی تعریف خط واقع گرا داستان نگذاشته است و اگر فرضا ایزابل آلنده این سیستم بیان داستان را از کل داستان حذف می کرد، تاثیر جدی روی ادامه اتفاقات نمی گذاشت و می توانست داستان واقع گرایانه تعریف شود و به پایان برسد، به خصوص بخش انتهایی داستان، که وارد تصویرسازی زمانه کودتا با الهام از کودتای شیلی شد. حضور جادوگرانی مثل خواهران موروا و یا توانایی های کلارا چیز مهمی به داستان اصلی اضافه نمی کردند ولی به هرحال خانم آلنده با علاقه وافری که به تعریف جداگانه خط جادویی داستان داشت، سعی کرده است تفاوت داستان را نسبت به یک رمان واقع گرا به نمایش بگذارد  و رمان را از دو جنبه نشان دهد. یکی وجه عرفانی و درونی و جادوگری و دیگری وجه اجتماعی، سیاسی و دراماتیک. این پارادوکس در دو قلوهای خائیم و نیکلاس هم دیده می شود. نیکلاس حتی با وجه، زندگی بودایی و شرقی جداگانه ایی را تشکیل می دهد. فارغ از کنتراست  بحثهای واقعی و جادویی داستان می توان به موارد ذیل در تعریف روند داستان اشاره داشت:

الف- این رمان یک جورهایی در کنار مردانی که در داستان نقش ایفا می کنند رمان زنان  است. کارکترهای زنی که ایزابل آلنده معرفی می کند از بلانکا گرفته تا کلارا - ناتا 0 فرولا – آلبا و ترانسیتو سوتو وجه های مختلف زنان و احساسات آنها را نشان می دهد. زنانی با اسطوره هایی از اتصال به غیب، هنر، فداکاری و عشق. من همیشه به خودم می گویم وقتی آفریننده هنر یک زن خبره باشد، معمولا این اثر، غنی از احساس و طراوات ویژه زنان است و رمان خانه ارواح از این مقوله غنی است. حتی ترانسیتو سوتو به عنوان نماینده زنان بی بند و بار از این وجه معرفتی زنانگی تهی نبوده و در نقش آفرینی نقش مثبتی از خود ارائه می دهد.

ب- داستان یک جورهایی اشاره به روابط میان جامعه  ارباب و رعیت دارد. استبان تروئبا، روستایی به نام ترس ماریاس را از یک ویرانه درب و داغون به آبادانی سوق می دهد ولیکن نظام جبارانه وی دهقانان را تحت فشار می گذارد. یکی از محاسن جدی رمان خانه ارواح، ترسیم بدون کلیشه و دقیق شخصیت جابرانه استبان است. وی به عنوان گوشه ایی از تاریخ و سرنوشت عصر معاصر مورد احترام است و دارای سایه روشنهایی از ضعف و قدرت اخلاقی و وجدانی است. در کل فضاسازی شخصیتی این ارباب سخت کوش در داستان خوب و در یک جمع بندی نهایی شخصیت وی بالنده و اخلاقی در آمده است. سیستم مستبدانه و سخت گیرانه استبان تم اصلی داستان را تشکیل می دهد که در آن زندگی ها تحت تاثیر آن، تلاطم پیدا می کنند و حوادث متنوعی را شکل می دهد، بخصوص اینکه در میان رفتارهای سخت گیرانه استبان، صفت غیرت و کنترل سنتی روابط میان اعضای خانواده اش دیده می شود. این نقد نویسنده به این نظام رفتاری وجود دارد که علیرغم اینکه استبان به خود جرات روابط با زنان مختلف را می دهد، نسبت به پدیده عشق و روابط کلارا با پدرو با عتاب و خشونت برخورد می کند. یک جور عدم رعایت عدالت در آزادی روابط میان دو جنس!...

ج-در داستان میان شهوت و عشق فاصله وجود دارد. یکی از شاخص های این داستان، این است که آدمهایی سر خورده می شوند و گاه وارد هرزه گردی می شوند، نمی توانند از عشق اصلی خود جدا شوند. مانند روابطی که استبان تروئبا با زنان مختلف برقرار می کند ولی عشق واقعی خود را در چهره رزا وکلارا  کماکان می بیند. شاید خواننده، این شیوه قضاوت نویسنده را با توجه به سردی جدی روابط میان بلانکا و استبان تروئبا را شعاری و ایده آلی بداند. این سبک نمایش نیز در روابط میان پدرو و بلانکا و روابط میان میگوئیل و آلبا نیز دیده می شود. فضای رمانتیک داستان به عشق قدرت زیادی می بخشد، بخصوص اینکه حوادث بزرگ خانوادگی این عشق ها را بارها تحت شعاع خود قرار داده و آن را محک می زند. استبان با وجود جابر و خود مدار بودن، لایه های عمیق عشق در وجودش فوران می کند و این کنتراست یک زمینه جالب در آفرینش کارکتر  استبان قهرمان اصلی داستان است. در نهایت آنچه پیروز می شود همین عمق محبت و دل عاشق پیشه استبان است که در دوره پیری بر جابریت و خشونتش غلبه می کند. در روابط عاشقانه استبان نسبت به بلانکا، سایه هایی از عشق شخصیت مرد داستان بوف کور به زن اساطیری نیز به چشم می خورد، اگرچه نمی تواند بوف کور را حتما الهام بخش تصویر این نوع روابط دانست ولی وجه اشتراک احساسی حتما وجود دارد. در روابط عاشقانه میانه پدرو و بلانکا و همچنین روابط میان آلبا و میگوئیل، عشق تحت تاثیر سیاست تصویرسازی می شود. پدرو معیار یک چپی طرفدار قانون مداری برای رسیدن به اهداف و میگوئیل به عنوان یک چپی با طرز تفکر مشابه چگوارا، عشق با معشوقه های خویش را ملتهب در زندگی تعقیب می کنند و داستان رمانتیک-سیاسی را شکل می دهند.

د- داستان هر قدر به انتهایش نزدیک تر می شود، دورنمای فضای سیاسی که ایزابل آلنده با ان درگیر بوده و زندگی و سرنوشتش با آن رقم خورده است، روشنتر می گردد. ایزابل آلنده به عنوان برادرزاده سالوادور آلنده و کسی که درگیر حوادث سیاسی آن زمان شیلی بوده است، احساسات خود را نسبت به اتفاقات پیروزی نیروهای چپ گرا و کودتا و حکومت نظامی نشان داده است. البته وی سعی کرده از اسامی واقعی و حتی نام کشور شیلی برای این رمان استفاده نکند، ولی به وضوح آدرس ها مشخص است که طرف حساب نویسنده کدام کشور و سیاستمدارانی است. آلنده در تعریف داستان، ابتدا به ترسیم یک چهره اجتماعی و پیشرفت کشور اشاره دارد و بعد داستان را وارد انتخابات و روند سیاسی حاکم می کند. ابتدا جناح راست موفق انتخابات است ولیکن در روند تحولات سیاسی، جناح چپ در انتخابات پیروز می شود و  یک رئیس جمهور کمونیست زمام کشور را بر عهده می گیرد. کارشکنی ها آغاز و سرمایه داران و مخالفانی که منافع اشان به خطر افتاده است در امور معاش مردم کارشکنی کرده و در نهایت زمینه را برای کودتای نظامی علیه حکومت کمونیستها فراهم می کنند. یکی از جنبه های دراماتیک قوی رمان به بعد از جریان کودتا و حکومت نظامیان اشاره دارد که در آنها بحران دامنه اش به درون مرزهای خانوادگی استبان کشیده می شود و او پسرش را از دست می دهد و بقیه نیز متواری یا دستگیر می شوند. در اینجا نویسنده، با علم کردن شخصیت استبان گارسیا که در طول داستان در سایه نگه داشته بود و وجود او گاه گاه در رمان به نمایش گذاشته می شد، جنبه شرور و منفی رمان را می آفریند و او را در مقابل آلبای جوان قرار می دهد. جریان شکنجه و اتفاقات درون زندان، یک جور حس تنفر و خاطرات تلخ نویسنده را نسبت به آن روزهای حکومت نظامیان در شیلی نشان می دهد، تا رمان وجه سیاسی جدی و جانبدارانه ایی از خود داشته باشد. البته نویسنده حضور آدم های خوب را را در میان حکومت نظامیان را فراموش نکرده است که گاه فروغ های ساده در داستان پیدا می کنند مانند سربازی که به خائیم در ارتباط با وضعیتش اطلاع رسانی می کند یا رخاس پزشک بند زندانیان ....

در یک جمع بندی رمان خانه ارواح رمانی پر حادثه و با احساسی است. ترجمه آقای کامرانی مطمئنا با راحتی همراه نبوده است، بخصوص اینکه ادبیات غنی آمریکای لاتین با ادبیاتی پراحساس با جملات شعرواره و پیچیده توام است.

 

 

 

 


کلمات کلیدی: