نظری بر کتاب بازمانده روز ایشی گورو
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٦  

 نام کتاب: بازمانده روز

نام اصلی: The Remains of the Day

 

نویسنده: کازوئو ایشی گورو

مترجم: نجف دریابندی

چاپ اول 1375

چاپ ششم 1394

تعداد صفحات کتاب 347

داستان رمان بازمانده در روز، نگاه به دنیا و قضاوتهای یک باتلر یا پیشخدمت مخصوص یک کاخ انگلیسی است. ایشی گورو برای اینکه دیالوگ های کتاب را برای خواننده خود، جاری سازد، خود رخت یک پیشخدمت را بر تن کرده است و همه چیز از نگاه وی می بیند و از آغاز داستان تا پایان آن، رمان یک راوی بیشتر ندارد و آن همان، استیونز باتلر یا پیشخدمت مخصوص خانه اشرافی بزرگی است که سابقا در آن لرد دارلینگتن زندگی می کرد و اکنون با مرگ وی و کاسته شدن قابل ملاحظه تعداد زیادی از خدمه و حشم آن، به خدمت در آن خانه در نزد صاحب جدیدش که یک آمریکایی به نام فارادی است، ادامه می دهد. صاحبخانه جدید قصد مسافرت به آمریکا را دارد و به استیونز پیشنهاد می کند که با ماشین فورد وی با هزینه بنزین آقای فارادی، دست به سفر و عوض کردن آب و هوا بزند. این سفر مقارن می شود با امکان بازگرداندن همکار قدیمی و مسلط و جدا شده وی در کاخ لرد دارلینگتن- خانم میس کنتن - و استیونز قهرمان داستان به قصد بازدید این یار قدیمی سفر خود را آغاز می کند ولی سراسر این سفر که شش روز به طول می انجامد، پر می شود از بازگویی ها و فلاش بک های استیونز از خاطرات وافکار در کنار اتفاقاتی که در سفر برای او پیش می آید، لذا رمان بازمانده روز، مانند رمان قبلی که از ایشی گورو به نام تسلی ناپذیر- با ترجمه آقای سهیل سمی- خوانده ام، پر از وراجی ها و دیالوگ های مسلسل وار است!... شاید این سبک بیان داستان برای خواننده رمان، به نظر تا حدودی خسته کننده و کم انرژی به نظر برسد ولی من اعتقاد دارم این نوع بیان و پیشبرد داستان، خواننده را بیشتر درگیر عوالم قهرمان داستان می کند و از اینرو آن را سخت عاطفی می سازد. پنجره ایی که ایشی گورو برای خواننده باز کرده است، نگاه به وقایع و فلاش بک ها تنها از چشمان استیونز است. استیونز یک پیشخدمت قدیمی است و خود را متشخص و ایزوله شده در شغلی که با آن زندگی کرده می داند و این شغل وی است که برای زندگی وی و حواشی آن تصمیم می گیرد و او مجبور است برای حفظ اعتبار شغلی که انتخاب کرده است و آن را باور دارد، زندگی خود را مطابق آن دیکته کند و طبق آن جهان بینی و مواضع درونی خود را تعیین و تبیین نماید. آنچه در کل داستان بیان می شود، حرفهای آدمی است که خود را در مسند صحت و درستی می بیند و این بدان معنا نیست که ایشی گورو در پی این باشد، که عقاید وی را به ما تحمیل کند، فقط نقاشی دنیایی است که قضاوتش با خواننده است و انچه اهمیت دارد جنبه دراماتیک داستانی است که از تلاقی دنیای استیونز و دنیای بیرون شکل می گیرد. در یک جمع بندی رمان بازمانده روز را می توان به چهار موضوع تقسیم کرد که بدون هیچ انضباطی در جریان دیالوگ های استیونز قهرمان داستان خود را نشان می دهند.

1-بیان وظایف پیشخدمتی یا باتلری استیونز و دفاع از آنان

استیونز سر خدمتکار فداکاری است که چنان در شغل خود غرق شده است که زندگی و آینده خود را پای آن قربانی کرده است. وی از این نحوه زندگی در دیالوگ های مختلف رمان بشدت دفاع می کند. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره داشت:

-خاطره پدرش که در آن یک باتلر ببری را در هنگام کار می کشد بدون آنکه به جریان مهمانی آسیب برسد.

-خاطر برخورد پدر استیونز در مضحکه قرار گرفتن لرد صاحبخانه از سوی مهمانان در خوردو وی.

-انجمن هیز در انگلستان و تعاریفی که این انجمن برای امر تشخص تعریف می کند و لزوم اطاعت از مافوق و تعریف ارزشهای معنوی یک باتلر خوب.

-مخفی کردن باتلر بودن لرد دارلینگتن بودن بعد از فوت لرد در حضور مردی که آب در رادیاتور خودرو فورد ریخت و نزد مهمان آقای فارادی صاحب جدید.

-خاطره پیشخدمتی که پسرش به خاطر کوتاهی و سهل انگاری یک سرهنگ انگلیسی در آفریقای جنوبی کشته می شود ولی در نهایت خود پیشخدمت مخصوص سرهنگ مزبور می شود و علیرغم تنفری که نسبت به وی دارد، وظیفه خود را به نحو رضایتبخشی انجام می دهد.

- تلاش برای کسب رضایت فارادی صاحبخانه آمریکایی با توجه به شوخ بودن وی و تمرین برای این امر.

-عدم اهمیت جدی به مریضی شدید پدر در آستانه مرگ همزمان با مهمانی مهم در کاخ لرد دارلینگن.

-اهمیت نقره اندود کردن وسایل و شعف جدی از تعریف و تمجید مهمانان مهمی که به خانه لرد می آمدند.

-اخراج دو خدمه خوب به جرم یهودی بودن بدستور لرد و جر و بحث با میس کنتن بر سر این مسئله و تذکر به لازم الاطاعت بودن این دستور.

-عدم اهمیت به عشق به میس کنتن با وجود تلاش های میس کنتن برای ارتباط صمیمانه با وی که گاه منجر به کدروتهای جدی در روابط انها می شد، که از نظر دراماتیک یکی از سوژه های مهم داستان است.

-پنهان کردن احساسات در جمع و انجام اینکار در تنهایی به عنوان یکی از صفات تشخص.

-رضایت به امر لرد در هنگام بیرون کردن استیونز از جلسه محرمانه در کاخ با وجود اعتماد جدی لرد به استیونز.

و ....

اینها نمونه هایی از شرایط خاص باتلر بودن است که استیونز وجود آنها را یک افتخار تلقی می کند و حتی می شود، در یک انضباط ادبی، دستورالعملی برای آن تهیه نمود.

2-شرح سفر استیونز تا شهر لیتل کنتن برای دیدن میس کنتن

داستان شامل دیالوگ های وراج استیونز در موقعیت مکانی مختلف است. وی دیالوگ های خود را در جای ثابتی نگفته و با تغییر مکانی خود و اعلام محل گفتن دیالوگ فلاش بک های خود را در هنگام زندگی در کاخ لرد و یا فارادی، به شرح و واگویی اتفاقات می پردازد. مخاطب خواننده است. به هرحال سفر در تراز پایینتری از دیالوگ ها قرار می گیرد، لذا به نظر می رسد موقعیت مکانی سفر استیونز اهمیت خیلی زیادی در بیان آنها ندارد، فقط شاید باعث یادآوری بعضی وقایع گذشته شوند. وی در این سفر که گویا شش روز طول می کشد در هتل ها و خانه های مختلف اقامت دارد و شاید در میان آنها محل اقامت شبانه استیونز نزد خانواده تیلرها، مهمترین آنها باشد که در آن، روستائیان ساده دل با تصور اهمیت جدی مهمان ناخوانده جدیدشان، به خانه تیلورها می آیند و در این میان کارکتری به نام هری به بحث در باره مواضع سیاسی روستائیان می پردازد. داستان هم در نهایت در مکانی شاد که در آن استیونز کماکان در عوالم باتلری خود غرق است، به اتمام می رسد. موقعیت های مکانی که استیونز در جریان فلش بک های خود از فضای خانه لرد دارلینگتن ارائه می دهد، به نظر اهمیت بیشتر دارد.

3-شرایط حاکم بر فضای کاخ لرد دارلینگتن و فارادی

یکی از اشارات مهم ایشی گورو در رمان بازمانده روز، اشارات سیاسی است که بیشتر مربوط به زمان بعد از جنگ جهانی اول است که در طی آن آلمان و متحدین از فرانسه و متفقین شکست می خورند و مجبور به پرداختن غرامت سنگین به فرانسه هستند. لرد دارلینگتن به عنوان یک لرد پولدار و صاحب نفوذ، در پی آن است که تشنج حاصل از پایان جنگ جهانی اول که بین کشورهای درگیر در جنگ را وجود دارد، بهبود ببخشد، لذا با نفوذهایی که در میان سیاستمداران و اصحاب دولت های اروپایی دارد، در پی برگزاری جلسات پشت پرده و بعضا محرمانه ایی است. استیونز به عنوان باتلر و پیشخدمت مخصوص لرد، در جریان این جلسات قرار می گیرد و در دیالوگ های خود، نمای سیاسی رمان را شکل می دهد. حضور ارکان مختلف شخصیت های سیاسی که در نهایت منجر به محکوم شدن لرد بخاطر تلاشهایش می شود. نکته جالب این رمان این است، استیونز در جریان موضع گیری های سیاسی خود، تابع نظرات لرد است . در جایی از داستان می خوانیم که کاردینال آمریکایی جوان، به استیونز هشدار می دهد، که جریان مذاکرات سفیر آلمان با وزیر امورخارجه و نخست وزیر انگلیس، سواستفاده و وسیله شدن لرد است ولی استیونز با آن کنار نمی آید و مواضع خود را مطابق نگاه لرد به وی می رساند. بحث دیگر سیاسی رمان، که تا حدودی جنبه فلسفی نیز پیدا می کند، در صحبت های هری روستایی شکل می گیرد، که تشخص را در بردگی نکردن و اصل دموکراسی می داند. یک جورهایی شاید ایشی گورو در رمان در پی بیان این تعارض فلسفی بوده است که بردگی و دیکتاتوری و اطاعت از مافوق را در مقابل دموکراسی و حکومت آحاد مملکت از هر قشر قرار دهد، بدون آنکه موضع مشخصی نسبت به آنها بگیرد. شاید حضور یک پیشخدمت بله قربان گو، که اطاعت محض از مافوق خود دارد، نمادی از این سیستم فلسفی- لزوم اطاعت - است که پایانی دراماتیک بر آن حاکم است. زندگی می تواند ابعاد دیگری هم داشته باشد که اطاعت و بندگی کردن، آنها را می تواند سرکوب و در درون خود خفه نماید. وقتی میس کنتن اعلام می کند که وی عاشقش بوده است وی در واکنش رفتاری در ان همانطور که در دیالوگ مرد هفتاد ساله مشهود است، گریه می کند. ولی به هرحال به اعتقاد من شرایط سیاسی حاکم برای فضای کاخ، انچنان نیست که بنیه داستان را یک رمان سیاسی بدانیم، انچه در مقام اول اهمیت است، شرایط پیشخدمت فداکاری به نام استیونز می باشد. شاید زیاد بی ربط نباشد نقش باتلر این رمان با نقش مسیح آخرین وسوسه های مسیح کازانتزاکیس مقایسه کنیم!!...

4-روابط با خانم میس کنتن

خانم میس کنتن معیار جنس مخالف و نماد آدمی است که می توانست سرنوشت آینده استیونز را تعیین نماید. استیونز به هرحال یک مرد است ولی به خاطر غرق شدن در شغلی که برای خود برگزیده است، به آن توجه ندارد. اگرچه در بیان دیالوگ های خود اشاره هایی به سایه های شیفتگی خود می کند و ضمن اینکه میس کنتن دنبال ایجاد رابطه صمیمانه با استیونز است ولی در این کار به موفقیت نمی رسد. تعارضاتی که گاه خانم میس کنتن با استیونز می کند، ناشی از همین اهمال و بی اهمیت انگاشتن رابطه استیونز با وی است. که در نهایت منجر به تغییر وضعیت زندگی آن دو می شود و خانم میس کنتن با مرد دیگری ازدواج و از آن دختر دار می شود. او در دیالوگ های آخر رمان به این اشاره دارد که در اوایل زندگی شوهرش را دوست نداشته است و دلیل آن را عشق خود به استیونز می داند. این ابراز علاقه میس کنتن اوج دراماتیک داستان فیلم است که پایان زیبا و تاثیرگذار آن محسوب می شود، بخصوص اینکه غم این نیاز به استیونز فشار می آورد و او را به هم می ریزد.

اما ترجمه- به اعتقاد من ترجمه آقای نجف دریابندی، که نوع انتخاب متن بنا به ادعای ایشان گویا براساس سفرنامه های دوره قاجار الهام گرفته است، ترجمه بسیار خوب و شیوایی است. به هرحال باتلر داستان، خود به دوران جنگ جهانی اول و بعد از آن تعلق دارد و این متن نوشتاری بی مناسبت نیست، بخصوص اینکه آقای دریابندری از آوردن کلمات ثقیل و منسوخ شده در ترجمه خودداری کرده است. تنها نکته ایی که من از ترجمه زیبای ایشان به ذهن دارم که جای سوال دارد، استفاده از وازه ذرع برای بیان فاصله در انگلستان است!!.....


کلمات کلیدی: