نظری بر فیلم سنگسار ثریا
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸  

فیلم سنگسار ثریا ، فیلمی است که به جای اینکه بیانگر و مستند یک سنگسار دل خراش در گذشته باشد بیشتر راوی یک سنگسار ممتد بر روی ایران و ایرانی ، در پیش چشمان مخاطبان بخصوص مخاطبان خارجی خویش است.  داستان فیلم ، گویا در باره­ی سنگسار واقعی زنی به نام ثریا منوچهری در یکی از روستاهای ایران است . در جستجوی اینترنتی ، همانطور که در اخر فیلم اشاره می کند ، تنها عکسی که از این زن در دسترس است ، عکس یک ده سالگی وی است . با این شناخت به فیلم می پردازیم . ورود یک خبرنگار فرانسوی ، به روستایی به نام کوهپایه ، این کوهپایه در کجای ایران واقع شده است و نماینده کدام فرهنگ ایرانی است ؟! معلوم نیست ، فقط در زیر نویس لاتین می خوانیم " کوهپایه ، ایران " ، لذا اولین احساس یک مخاطب ، بخصوص مخاطب خارجی ، اطلاق این روستا به جامعه روستایی ایرانی است . خبرنگار خارجی با زنی روستایی به نام زهرا آشنا می شود و زهرا حکایت سنگسار خواهر زاده خود را به نام ثریا را برایش تعریف کند . نکات جالب و گاه مسخره­ای که در این فیلم وجود دارد ، نحوه­ی انعکاس واقعیت هایمان در نزد بیگانگان است . وقتی می شنوم این فیلم در اکران­های عمومی در سینماهای آمریکا و اروپا نشان داده شده است . پیش خود می گویم:

-وای! واقعا یک زلزله ٩ ریشتری نمی توانست اینقدر به جامعه ایرانی آسیب بزند که این فیلم زد ! ....

بعد حق می دهم وقتی یک خارجی برای اولین بار ایران می آید ، احساس عدم امنیت کند و تا مدت ها از وهم خود گیج بماند ! و متاسفم که می بینم عوامل اصلی سازنده­ی این فیلم ، برخلاف فیلم­های ضد ایرانی بخاطر دخترم هرگز- و 300-   ایرانی هستند !

اما نکات :

١-      اولین چیزی جالبی که در فیلم وجود دارد ، تسلط زهرا ، خاله­ی ثریا به زبان انگلیسی است که نوعی آشنایی زدایی می کند . برای ما ایرانی تسلط یک زن روستایی به انگلیسی ، در یک روستای دورافتاده عجیب و غریب به نظر می رسد !

٢-      بحث جامعه شناختی جامعه روستایی

الف-  جامعه پدر سالار یا مرد سالار روستایی البته چنین جوی در روستاها بوده و وجود دارد ، اگرچه این جو به علت ارتباطات گسترده تر با جوامع شهری رو به تضعیف است . ولی این روابط پدر سالاری در جوامع روستایی فرهنگ سازی شده است . شناختی که من از جوامع روستایی دارم زیرا من دوستان و بستگان روستایی زیاد دارم و ضمن آنکه به مقتضای کارم روستاهای زیادی رفته ام -  این است که روابط پدر و دختر روابط عاطفی است ! ممکن است تعدادی از روستاها باشند که این طوری باشند  ولی اطلاق آن به عام یعنی روستاهای ایرانی کار تبلیغاتی بدی حساب می شود . مثل این است که ما بشنویم مثل فلان پدر آمریکایی دخترش سال ها در زیر زمین خانه حبس کند ، بعد بگوییم همه آمریکایی ها وحشی هستند . البته این شیوه نادرست تبلیغاتی هم در رسانه های دولتی ایران زیاد استفاده می شود . چیزی که ما در این فیلم در باره روابط دختر با پدرش در دو نمای رابطه فریدون با دو دخترش و رابطه پدر ثریا با دخترش می بینم ، بیش از آنکه نماینده نظام مردسالار روستایی سال ١٣۶۵ باشد بیشتر نماینده دوره عرب جاهلیت است ! پدری که به راحتی از دو دخترش چشم می پوشد و پدری که بدون آنکه حرف­های دخترش را گوش کند ، طرفش سنگ پرت می کند !

ب- زنان روستایی بعد از مرگ زن هاشم ، به خانه اش هجوم می برند تا وسایل متعلق به وی را غارت کنند ولی ثریا مانع این موضوع می شود! من نمی دانم شما از جامعه روستایی چقدر شناخت دارید ولی روستاییانی که من می شناسم در این زمینه ها ، بسیار امین تر و پاک تر از جامعه شهری هستند !

ج-شرکت دسته جمعی روستائیان در جمع سنگسار ثریا ، و سنگ انداختن پدر و فرزندان ثریا به سوی او ، که عاطفه خانوادگی جامعه روستایی ایرانی را در حد بسیار زیادی ضعیف نشان می دهد !

د-جنبه مذهبی خانواده روستایی ، ما می بینیم که وقتی زن هاشم می میرد ، زهرا از ملاقات هاشم با زن فوت کرده اش جلوگیری نمود . اگرچه از نظر شرعی این مسئله وجود دارد ولی بخاطر عواطف روستائیان ، عدم رعایت این رسم خیلی عادی است و اینکه حافظ شرع ، خانم زهرای روشنفکر شده است جالب است و بیرون کشیدن یک عادت جا نیافتاده است و جنبه تبلیغی دارد !

٣-      بحث قضایی ، که اصلا مغلطه عجیب و غریب است ! البته بحث رعایت عدالت و عدم رعایت عالت و بحث سئوال از عمل شنیع سنگسار ، بحث دیگری است ولی خود نحوه اجرای حکم ، سئوال برانگیز است . زیرا اولا اینکه دادگاهی برای صدور حکم ثریا تشکیل نمی شود ، غیر از یک ورق و یک حکم سریع یک ساعته بدون تعقیب قانونی مجرم ، ثانیا  در حکم زنا ، مرد زانی نیز باید مجازات شود و حد بر وی جاری شود ، در حالیکه اصلا کسی حرف از مجازات هاشم نمی زند انگار او کاملا بی گناه است !!  ثالثا خود اجرای حکم ، بی حجاب کردن ثریا ، و نحوه ی اجرای سنگسار ! من نمی دانم آقای نورسته براساس چه مستنداتی ، نحوه سنگسار را اینگونه نشان داده است ! رابعا در اسلام از دیدگاه قضایی ، این شیوه رسیدگی اشتباه است که البته نمی توان براین ایراد دانست و می شود فرض کرد قوه قضائیه عدالت را در این حکم پایمال کرده است !

۴-      نحوه فرار خبرنگار خارجی انگار حاشیه روستا ، مرز ایران و ترکیه است که خبرنگار خارجی با سوار شدن در ماشین در یک جاده آسفالته ، در سال 1365 ، با فرار از دست علی و ملای ده ، توانست پیام سنگسار ناعادلانه ثریا را پخش کند ! البه شاید خبرنگار خارجی ،  با تحویل نوار به یک پاسگاه ، خواسته است ظلم ملای ده را رو کند !!!!

۵-      فیلم به نحو جالبی حساب ملا و علی را از دیگر جامعه ملایان و پاسداران جدا می کند ! زیرا در فیلم نشان می دهد مانند فیلم مارمولک ملا ده دارای سابقه کیفری است و علی تقید مذهبی ندارد ! این دو جامعه می توانند ادعا کنند که این دو نفر دو شخصیت قلابی هستند که خودشان را جای آن ها جا زده اند ، لذا آنچه توی گود می ماند ، جامعه روستایی با تمام ضعف های برشمرده است !

۶-      فیلم از نظر فنی ، خوشبختانه فیلم کاملا ضعیفی است ، همین ضعف فیلم ، باعث می شود از ماندگاری فیلم کاسته شود ، اگرچه نفس خود سنگسار را در ذهن به خاطر دل خراش بودن آن باقی می گذارد ! حضور کارناوال بازیگران بیش از آنکه نمایش دهنده ی یک خلاقیت باشد میزان شتابزدگی و آشفتگی آقای نورسته است . داستان فیلم نیز خوب پرداخت نشده است ، جدایی ثریا از علی و نیز جریان اعتراف گیری از هاشم ، پرداخت و حوصله خوبی در آن صرف نشده بود ولی بازیگران ایرانی بد نبوده اند که کاش آن ها نیز بد بازی می کردند تا فیلم کاملا ضعیف می شد !


کلمات کلیدی: